وقتی که خیلی دیر است
هنوز راه را برعبور آب نبستند
وچشمه ها
جوشان وپر هیاهو
از میان دشت می گذرند.
و من آدم هایی را می بینم
که با رخت سرخ آب را زنجیر می کنند و هوا را اسیر .
وچشمه ها
جوشان وپر هیاهو
از میان دشت می گذرند.
و من آدم هایی را می بینم
که با رخت سرخ آب را زنجیر می کنند و هوا را اسیر .
+ نوشته شده در جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11:1 PM توسط سـروشــ ـ ـ ـ
|
وبلاگ پسر پارسی به زودی به سایت پسر پارسی تبدیل می شود !