نوشته های شاعر تنهایی

چرا بهونه میاری واسه جدایی از دلم
آسون نبوده داشتنت آسون نمیدمت گلم
نذار واسه جداییمون دلت بهونه بیاره
اگه می خوای جدا بشی اینم خودش راهی داره
*
بیخودی دعوا کن باهام همش بکن بگو مگو
هرچی تو خونست بشکن و هرچی بدم میاد بگو
وقتی خواستم آروم بشم پا روی غیرتم بذار
فکر منو اصلا نکن زجرم بده دیوونه وار
وقتی میگم حق با تو بدتر باهام لج بازی کن
وقتی که تسلیمت شدم دوباره از نو بازی کن
حتما میام کنار تو دست روی شونت میذارم
دستم رو پس بزن به من بگو که تنهات بذارم

*
شاید برم کنار در نذارمت که رد بشی
اون طوری مجبورت کنم از روی نعشم رد بشی
یا شایدم که آخرش به عادت بچگیا
کفشات و قایم بکنم نری به این سادگیا
اما بازم تو میری و میبینی نقشتم گرفت
من موندمو گلایه ها که باز دعا هام نگرفت
راستی فقط میخوای بری یکمی آروم تر برو
همین برا من بسه که بیشتر نگاه کنم تورو
همین برا من بسه که بیشتر نگاه کنم تورو

خاوران ( مطلب از بیدار باش خاوران )



این بانگ آزادیست کز خاوران خیزد        فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد

اعلام طوفانهاست کز هر کران خیزد      

آتشفشان قهر ملتهای در بند است          حبل المتین توده های آرزومند است 

***

دشمن بداند ما موج خروشانیم      زائیده بحریم فرزند طوفانیم

در سنگر اسلام بگذشته از جانیم

بازو به بازو صف به صف ما آهنین چنگیم        سنگر به سنگر جان به کف آماده جنگیم 

***

تخت شهنشاهان شد سرنگون از ما      بخت تبهکاران شد واژگون از ما

دامان آزادی شد لاله گون از ما 

ما حافظ آزادی و اسلام و قرآنیم     ما در پی آسایش و معراج انسانیم  

***

در ره اسلام پیمان خون بستیم           زنجیر استعمار مردانه بگسستیم

از دام اهریمن با یاد حق رستیم 

ما نغمه الله اکبر بر زبان داریم      ما چون خمینی رهبری روشن روان داریم

تماس با پسر پارسی ... !

این وبلاگ به زودی به سایت تبدیل می شود

www.goodpersianboy.ir

تماس با من

از طریق فرم ، ( پایین ترین قسمت قالب )

مشخصات شما با بالا ترین

رتبه های امنیتی حفاظت می شود !

نوشته های شاعر تنهایی

من از این جدایی از این فاصله گلایه دارم
هرکی اشکامو می بینه میکنه کنایه بارم
اگه باز چشام میباره اگه بارونی و خیسم
اگه دستام بی ارادس همش از تو می نویسم

اگه دلخوشی ندارم اگه گوشه گیر و تنهام
واسه اینه از تو دورم اگه گریه داره حرفام
اگه چشمام بی اراده به نگاه تو گره خورد
اگه این دل زیر بار این جدایی غصه ها خورد