تنهایی دیگه داره امونم و می بره باز

این دلم میگه که با دوریه اون بسوز بساز

ولی من فقط از تو گلم ، یک جواب می خوام

این که باش هستی الآن واقعا دستات و می خواد؟

باشه خوب تو هم برو نمیشه زوری با تو موند

نمیشه کنار تو موند واست از عاشقی خوند

تو منو دوست نداری باشه منم درک میکنم

حالا که نمیخوای باشی تو رو من ترک میکنم

یادته سه شنبه ها قدم میزدیم ما دوتا

گفتی مارو هیچ کی از هم نمیتونه کنه جدا

حالا سه شنبه ها ماله خودت باهاش قدم بزن آروم

پیش برگای پاییزی زیر قطرات بارون

نمیخوام کنارم باشی وجودمو کنی آروم

می خوام ترکت کنم چه سخته چه آسون