میاد یه روزی که دلت تنگ میشه باز برای من

تو روز خوش نمیبینی در میاری اشکای من

هر روز ازت دل میکنم دوباره عاشقت میشم

نفرین نمیکنم ولی نمیدونی چی میکشم

نه میتونم باهات باشم نه میتونم رهات کنم

دلم میگه اون روز میاد که تورو مهربون کنم

*
کیو داری زجرش میدی همون که عاشق تو بود

همون که هم خونه ی تو  دستش تو داستای تو بود

یکی که از دنیا فقط یه دل خوشی مونده براش

دلتنگ اون میشه بازم دلی که تنگ بوده براش

اما فقط خیاله که دوباره مهربون بشی

خلاصه که ترسم اینه طعمه ی این و اون بشی